سلام

سلام بچه ها بعد از چندین ماه من باز اومدم البته خودتون که در جریان هستید منظورم
دلیل نیومدنم هستش . خلاصه بعد از چند ماه گذر ایام تصمیم گرفتم بیام و یک سر و
سامونی بدم به وبلاگم و برم تا انشاءالله دو ماه دیگه شاید یکمی زودتر . چون بهر
حال یه ماه مونده تا کنکورم و حسابی درسام سنگین شده . فقط ازتون خواهش می
کنم شما هم من رو یاری کنید چون دیدم توی پست های قبل تعداد دوستانمون کمتر
شده یا اینکه اصلا دیگه سر نمی زنن .
این بار می خوام این پست رو آغاز بکنم با یکسری از عکسای عشقولانه چون بدلیل
ازدیاد درسها وقت نمی کنم برم تو سایت ها و خبرگزاری های مختلف . بهمین خاطر
هیچ خبری هم از هفتایی ها ندارم پس بگیر

عشق
عشق را بی سبب عنوان مکن
خواهش از بهر ستم خواهی انسان مکن
عشق در سینه نگهدار و هیچ فاش مگو
چون که تاریک است این راه و از آن یاد مکن
عشق آیینه قلب است در آن زنگی نیست
لیک این جمله نگهدار و عنوان مکن
در درون مایه عشقت ز جفا دوری کن
آشکارا زین سخن هیچ کجا یاد مکن
اگر از بهر کسی در عشق مردی. مردی
ورنه از جورو جفا عشق فریاد مکن

ميدونی وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟
گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري
من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....
توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري
قلب ميزارم كه جا بدي
اشك ميدم كه همراهيت كنه
و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.

چه سخته بی تو بودن
گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست
گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست
از عشق خود به من میگفت از عاشق ها سخن میگفت
از اشکی داغ وآتشزن همیشه چشم او پر بود
ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود
همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی هاتظاهر بود
به خود گفتم دوباره بخت یارم شود
به خود گفتم که پایانی برای انتظارم شود
به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شود
ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود
همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی ها تظاهر بود....تظاهر
بود .....تظاهر بود... .